کودک افغان

پسرم چرا اینگونه خار زار نشستی ؟ به چه فکر میکنی ؟حقت را خوردند ؟ نانت را ازت گرفتند ؟ ، لباست را ازت گرفتند ؟ مدرسه ات را آتش زدند ؟ پدرت را در انتحاری کشتند ؟ وطنت را ازت گرفتند ؟ کیها ؟ می‌دانم به چه فکر میکنی ! میخواهی‌ با لباس پاک و تمیز و سر و صورت تمیز به مدرسه بروی "درس بخوانی " با کودکان بازی کنی‌ " و از مدرسه برگردی مادرت بگوید پسرم از مدرسه آمدی ؟ برو لباس‌هایت را عوض کن دوش بگیر و بیا غذا بخور .....! میخواهی‌ پدرت برایت لباس ، دوچرخه ( بایسکل ) توپ ،سامان بازی و....... بخرد ؟ کدام لباس ؟ کدام دوش ؟ غذا کوو ....؟ پسرم در یخچال تان چیز برای خوردن نداری ؟ نگفتی یخچال چیست ؟ عزیزم متاسفم که کاری برایت انجام داده نمیتوانم به جز اشک ریختن و چند سطر چرند نوشتن . درود بر شرفت که با این همه مشکلات هنوز همت داری ....... 


مادر

سلامت میکنم مادر جوابم می دهی یا نه؟؟

به خوابم امدی دیشب نمیدانم که یادم میکنی یانه؟


غریب افتاده ام مادر دعایم میکنی یانه؟ ... 

دعا در حق من کردی نمیدانم هنوزم میکنی یا نه؟


گر بدی کرده ام مادر جوانی بود و نادانی!

نمیدانم که ای مادر حلالم میکنی یانه

اللهم

اللهم اجعل لي في رمضان نصيبا من رحمتك الواسعة، واهدني فيه لبراهينك الساطعة، وخذ بناصيتي إلى مرضاتك الجامعة يا رب.

خدایا  

خدایا!!!

شکرت میکنم بخاطر نداشته هام ، که اگه داشتم ارزششون رو نمیدونستم

شکرت میکنم بخاطر هیچ چیز و همه چیز . . .